زنده باد زندگی بیست و هشتم شهریور ماه با حضور جناب فاضل نظری

سلام دوستان این هفته بخش صحبت های استاد نظری دیرتر از هفته های قبل شروع شد و جناب فاضل با غزلی از سعدی با این مطلع آغاز کردند:

سلسله موی دوست ، حلقه دام بلاست

هرکه دین حلقه نیست فارغ ازین ماجراست

در ادامه دلیل خوندن این غزل رو این شاه بیت عنوان کردند:

مالک ملک وجود، حاکم ردو قبول

هرچه کند جور نیست، ورتوبنالی(برنجی) جفاست

-جمله استاد- " خداوند هرکاری با تو کنه جور نیست ولی اگه تو یه لحظه رنجیدی اون موقع ’تو’ جفا کردی" و فرمودند این از متواترات شعر سعدی است که شما فکر می کنید در مورد معشوق زمینی صحبت می کنه اما می بینی که با یه التفات به معشوق آسمانی و در واقع"مالک ملک وجود" میرسه.

در آغاز جناب آقای خسروی از دکتر نظری درخواست کردند گفت و گو ، پی رامون عشق و عشق ورزی میان آدمها باشه با این منظور که عشقی نه خیلی مقدس آسمانی و دست نیافتنی و نه خیلی سخیف و دم دستی مثل رفتارهای عالم مجاز بلکه عشق مداوم میان پدر مادر و فرزند ، برادر و خواهر و دوستان  و دکتر نظری وعده دادند که گفت و گویی درآینده در مورد " مبنای دوست داشتن ها" صورت بپذیرد و اینکه چگونه چیزی که ما بعنوان عشق زمینی فرض می کنیم دیگران با معنا بخشیدن به عشق آسمانی تبدیل کرده اند. در مورد موضوع بحث استاد این گونه آغاز کردند که عشق میان اعضای خانواده امری بدیهیه و بعد مثالی از خانواده خودشون زدند که هم دارای خواهر و هم برادر بزرگتر و کوچکتر ازخود هستند و می تونن جایگاه هرکدوم را برای خودشون حس کنند که در عین حس برادری ، درقبال فرد کوچکتر و فرد بزرگترحس متفاوتی هم وجود داره و اضافه کردند ارتباط عاشقانه در میان خانواده در عین سادگی پی چیدگی هایی هم داراست " یه جاهایی به محبت نزدیک میشه و یه جاهایی به فداکاری"-دقیقا جمله استاد-

جناب فاضل قصه رو این جوری شروع کردند : یه ورزش کار سیاه پوست که جزء top-tenهای دنیا (10نفر برتر) بود به بی ماری صعب العلاجی مبتلا شد . یه روز خبرنگاری ازش می پرسه که آیا تو هیچ وقت از خودت پرسیدی که چرا من؟؟! میلیاردها نفر تو دنیا هستند....ورزش کار جواب میده من اون کسی ام که وقتی یکی از 10 نفر شدم هیچ وقت به خدا نگاه نکردم بگم چرا من؟ حالام حق ندارم دیگه حتا این فکر رو به ذهن راه بدم که چرا من که در این جای گاهم باید بی مار شم ! بعد از طرح این داستان صحبتی به میان اومد که –طبق عادت همیشگی استاد- جزء حرفایی بودن که داخل پرانتز اشاره ای بهش میکنه اینکه: آداب دوستی از بحث های فراموش شده برای ما آدمهاست ، همه دوست دارند با آدمهای خوب دوست بشن که خوبی اونها روشون تاثیر بذاره و دسته بندی دوستها از این قراره 1. افرادی که دوست شما هستند 2.افرادی که دوست دوستانند 3. دشمنان دشمنان شما.

سپس گفت و گو به اینجا رسید که استاد به موضوع "فرهنگ"-هم واره میشه حس کرد که نگران این مولفه هستند-پرداختند و این بحث رو عنوان کردند که ما حق داریم نگران مسائلی چون حجاب باشیم ولی اونها تحت عنوان "رفتار" دسته بندی می شوند و "اعتقادات" نیستند.ممکنه رفتارهای شخص براثر متغیرهای مختلف عوض شه اما اعتقادش وجود داره و به هرنحو فرد به اصل خودش برمی گرده. زمانی باید نگرانی عمیقی داشته باشیم که بینش و اعتقادات فرد تغییر پیدا کند._خیلی خوب بود اگه همه می تونستیم دید زیبا و واقع بینانه استاد رو داشته باشیم_البته این صحبت هم به میان اومد که بهتره حس "دگرخواهی" رو تمرین کنیم علی الخصوص در رانندگی کردن چرا که همیشه احساس می کنیم حق با ماست و اتنظار داریم بقیه شرایط ما رو درک کنند !! اشتباهات خودمون رو نمی پذیریم و این داره به یک قاعده تبدیل میشه و از اتفاقات بد فرهنگی و نگران کننده اس.

نکته دیگری که دربرنامه شب گذشته بهش پرداخته شد این بود که خانواده ها گسترگی خود  رو به مرور زمان از دست داده اند در گذشته نسبت به فامیل های دورتر احساس مسئولیت می کردیم و سرنوشت اونها برامون مهم بود اکنون "فردگرا" شدن خانواده به فرهنگ ما تحمیل میشه  و خانواده ها درحال کوچک شدن هستند.

*تنهایی در اتاق ، یک نفر است

در اتوبــــــوس ، چهل نفر

در قطـــــــــار ، هزار نفر

*ما همه لحظاتی رو که با هم گذرانده ایم با هم نبوده ایم ، ما تنها تنهایی مان را با هم بوده ایم....

*تجلی فرهنگ ایرانی یعنی :

دونفر در کشتی بودند یکی در آب افتاد و دیگری هم خودش رو به آب انداخت ، هردو را نجات دادند اولی رو به روی دیگری نشست و پرسید : باری پنداشتی که من به آب افتادم تو چرا خویش را غرقه کردی ؟ گفت "من بی تو از خویشتن غایب بودم پنداشتم که تو منم !

-مطالب بالا رو از بین گریزهای به جای استاد انتخاب کردم که دیشب عنوان کردند.

در طول برنامه چندمرتبه ای جناب آقای خسروی –مجری برنامه- به استاد گفتند " دارم به شما فکر می کنم ! در آخر فکرشون رو اینطور مطرح کردند که : چه خوبه که یک شاعر شوریده ی فداکار هست که بی محابا ، نصف شبی در تلویزیون مملکت داره درمورد مسائل اجتماعی حرف میزنه.

و استاد فرمودند همه ما قدرت فکر کردن داریم و باید برای دغدغه هامون جواب پیدا کنیم و اینکه  داریم نسبت به بعضی مسائل بی تفاوت میشیم برمیگرده به این که فناوری رو چطور وارد فرهنگ خودمون کردیم ، تمدن رو چطور تعریف کرده ایم و اینکه  چگونه خودخواهی رو به دگرخواهی ترجیح داده ایم و قطعا اگر به یک مساله کوچک ولی پراهمیت توجه نشود بزرگ و بزرگ تر می شود.

در انتها جناب خسروی سخنان استاد فاضل نظری رو این گونه  جمع بندی کرده و نکات زیر رو عنوان کردند:

-صرفا به اعتبار تجلیات رفتاری آدم های پی رامونی ، ممیزی های ریشه  دار نکنیم.

-از کنار هم به سادگی عبور نکنیم.

-عشق رو چیزی بعید ندونیم ، عاشقانه زندگی کنیم و به رسم دوستی دیگران رو دوست بداریم.

*باتشکر از دوستانی که در این پست منو همراهی کردند این نوشتن ها فقط به این نیت تحریر میشه که شاید بتونم سپاسگزار باشم استادی رو که نقش مهمی در تغییر نحوه زندگی کردنم داشته  اند و در کنارش به مریدان ایشون هم اطلاع رسانی کنم.

/ 8 نظر / 22 بازدید
احسان

سلام هر چند دیدم برنامه رو اما بازم خوندمش ممنون

ایمان

ممنون . عالی بودو

امیر

سلام. اخیرا یک نفر با پیدا کردن صفحات مربوط به دکتر فاضل نظری اقدام به نوشتن مطالب بی ربط می کنه. از شما به عنوان دوست و دوست دار فاضل عزیز می خوام کاری کنید که هیچ پیامی بدون تایید نمایش داده نشه. البته به زودی اون شخص رسوا می شه. ما پیگیریم. ممنون

hamed

درود دوست من وبلاگم به روزه و خوشحال میشم نظرت اونجا ببینم همیشه شاد و سبز باشی . [گل]

احسان

سلام راستی برنامه این هفته رو از اول ندیدم فقط شاید 2یا3 دقیقه اول استاد از خودشون غزلی نخوندن؟ شما هم لینک شدید

سجاد سامانی

واقعا کار ارزشمندی کردید که این برنامه رو نوشتید.